این وبلاگ به آدرس NOONVA.IR منتقل شده تمام مطالب قبلی به همراه ده ها مطلب جدید در انتظار شماست. اگر می خواهید دقیقا به همین پست دسترسی داشته باشید کافیست در آدرس بار مرورگرتان به جای عبارت woerdrwss.com عبارت ir را وارد کنید :
یک راه ساده تر :مشترک فید نون وا شوید تا مطالب ، همواره در کوتاهترین زمان و به صورت خودکار و به محض انتشار برای شما ارسال شود. اگر نمی دانید فید چیست ، این مطلب را در مورد فید بخوانید.


واقعا شوکه شدم ، صبح که این خبر رو شنیدم باورم نمیشد
خدا رحمتش کنه
نمیدونم چی بگم
در این جور مواقع همه میگن خیلی آدم خوبی بود
ولی من میگم کلمات از نمیتونن توصیفش کنن
خاطرات زیادی با خانه ی سبزش دارم
بچگیمو با این سریال سر کردم
بازي هاي قشنگي داشت!
[...] دکلمه شعرعلی کوچیکه توسط مرحوم خسروشکیبایی دانلود (راست کلیک ، save target as) شعر به علی گفت روزی مادرش با حجم 500kB با [...] [...]
ناشکیبم از شکیبایی که رفت ناتوانم از توانایی که رفت اشک سارا برلب هامون عشق میروداز مرد بارانی که رفت خانهسبز دلم پزمرده شد ازغم ان روزگارانی که رفت شعرمن برکاغذبی خط گرسیت کیمیایی بود شکیبایی که رفت
دکتر بسیار زیبا بود ، ای کاش آدرس وبلاگتون رو هم میزاشتین
تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند
روحش شاد ولی ای کاش نزاد ایرانی آدما رو قبل از مرگشون یاد کنه
چندی پیش رفتم سر مزار داوود اسدی واقعا خیلی چیزا اومد دستم
یکیش این بود که ما ایرانیا چقدر نسبت به هنرمندامون بی غیرتیم
حالا آقای شکیبایی هم مهمان همان سرای ابدی است
سلام،کاش جای آقای شکیبایی من می رفتم،خدا همیشه خوبارو می بره،کاش منه گنهکارو می برد.
من هنوز مشكل ورود به مديريت رو دارم . وارد نميشه! با فيلتر شكن هم كه وارد ميشم خيلي از گزينه ها غير فعال مثلا آپلود عكس، ويرايش ابزارك ها ، تعيين دسته هاي مطالب و….
اعصابمو خورد كرده نمي دونم چيكار كنم.؟!
از اینجا وارد شود :
http://m.wordpress.com/
ممنون مشكلم حل شد تا حدود زيادي
فقط اين فيدي كه من الان گذاشتم به لينك فيد لينك نشده فقط عكسه!
دقيقا همون كارههاي كه فرموده بودين رو انجام دادم.
ممنون دست شما درد نکنه
دشوارترین شبهای عمرم را در مرگ نابهنگام دوعزیز می گذرانم هنوز چیزی ازمرگ جاودانه صدای ایران ناصرعبداللهی نگذشته بودکه خبرمرگ یگانه بازیگر سینمای ایران دوباره من را شوکه کرد.این دنیا دروغی است به اندازه زندگی
وتنها مرگ است که راست می گویدو چقدر مرگ به ما نزدیک است و آنوقت به یاد گناهانی که کردیم افتیم و چقدر زود فراموش می کنیم.یا علی
امیدوارم همه ی شما رو روبروی تالار وحدت ملاقات کنم تا همگی در این غم بزرگ کنار هم باشیم!!!!!امیدوارم روح خسرو شکیبایی برای همیشه شاد باشه ویادش تو همه ی دلها بمونه!!!
یاد خسرو شکیبایی همیشه در دلهامیماند. هنرمندتوانایی بودوبسیارمهربان.
دیگر چه گویم که هرچه گویم کم است……
سلام
حال همه ما خوب است اما تو باور مکن
دیگر صدای گرم و مهربانت را طنین انداز دلم نیست
کجا رفتی و چه زود
یادت گرامی
عزیز شهر غریبم
خداحافظ
واقعا از شنیدن خبرفوت آقای شکیبایی ناراحت شدم.ازته دل به خانواده آن مرحوم تسلیت می گویم.
بچه تر كه بودم يه شب خواب ديدم خسرو شكيبايي اومده مدرسه مون،كت وشلوار سفيد پوشيده بود و چشاش مثل هميشه برق ميزد اونقدر خوشحال بودم كه دويدمو بغلش كردم،اونقدر آرزو داشتم اين خوابم تعبير بشه كه نشد قسمت نشد خيلي دوسش داشتم خيلي زياد
خدا رحمتش کنه واقعاً ناراحت شدم، این ضایعه بزرگ را به کلیه هنردوستان و دوستداران آن عزیر سفر کرده از صمیم قلب تسلیت میگویم و طلب مغفرت را برایشان خواستارم .
واقعا خبرتکان دهنده ای بود ! اصلا فکر شو هم نمی کردم …. نمی دونم چرا وقتی خبر فوتشونو شنیدم یه لحظه بیشتز از همیشه از مرگ ترسیدم .
وحشتناک بود اون نمونه بود نمونه…..با صداش آدمو مجذوب میکرد..
واقعا حیف شد روحش شاد یادش گرامی باد.
هیچ وقت اون شعرا و دکلمه های قشنگشو که با صدای مخملیش میخوند فراموش نمیکنم.تازه داشتم با شخصیتش ومنشش اشنا میشدم.خیلی بهش عادت کرده بودم.من دیشب تا صبح براش دعا خوندم وطلب امرزش کردم.از هر کسی که اینو میخونه خواهش میکنم برای شادی روحش سه بار فاتحه بفرسته.ممنون
من زمانی که این خبرو شنیدم مسافرت بودم و به خونشون که یه کوچه÷ایین تر از خونه ی ما بود فکر می کردم آخه چی شد که یه دفعه ای قهرمانی که از سه سالگی تا حالا باخانه ی سبزش منو میخکوب میکرد حالا دیگه بین ما نیست . به یاد خودش ، دکلمه هاش و بازیهاش دعا کنین.
سلام علیرضا
دوستش داشتم..مخصوصا توی سریال خانه سبز!!
چی بگم؟!!!
خسرو شکیبایی بزرگ به جایی جاودان می رود می دانم
افسوس
مرسی که لینک دادید
منم الان به شما لینک دادم
+ خوشحال میشم که تو بلاگم میبینمتون
+ نمیدونستم،لینک آموزشش رو دارین ؟
از”شکار”خسرو راشناختم واز”هامون” عاشقش شدیم.درسیروسلوکش همراه شدیم وبدنبالش پی گمشده هاش گشتیم .شدستاره سینمای ما.مثل قهرمانای دیگه نبود.انگارخودجنس سینمابود.پله پله بالا اومده بود.یکشبه نشده بودبازیگر.اگرازتنگناهای مالی جوونیهاش میگفت میفهمیدی که خسرو کی بود.روزهایی که توی استودیو شهاب ازصبح تاشب کنارگویندگان می ایستادتاصدای مهربانش پخته ودوست داشتنی تربشه.اونهم بدون صبحانه ونهار.خسرونمیخواست خودشو لوس کنه چون میدونست رفتنش خیلی شلوغترازبودنشه.میدونست همه دوستش دارن.خداحافظ حمیدآقای هامون.خداحافظ مردروزهای سخت هنروزندگی…
خداحافظ همیشه سبز سبز سبز ….
ممنونم واقعا
فيدم درست شد
از سال 62 دو کس را یافتم : یکی با قصه هایش خواب را از چشمانم می رماند و دیگری با صدایش … که به صدای پای آب می ماند …یکی نام مستعارش خسرو نسیمی بود و دیگری نام حقیقی اش خسرو شکیبایی .
از این دو تن هیچگاه منصرف نشدم تا اینکه روزی آن اولی شعر گفت و این دومی خواند .حالا دیگر کشف کرده بودم که آن اولی علی صالحی نام دارد و دیگر مطمئن شده بودم که دومی چه نام دارد. حاصل کاستی شد که هر شب خستگی های روزم را با آن به در می کردم .امشب هنوز او را ـ آن دومی را به دستان هرز خاک نداده اندـ هنوز در همین نزدیکی هاست …دلم می خواهد فریاد بکشم و از او به خاطر همة آن مرهمهایی که بر دل ریشم نهاد تشکر کنم !سپاس تو را ای خسرو خوبان!
باورم نیست که دیگر نیستی….باورم نیست که چشمان بستی…. روحت شاد
[...] دکلمه شعرعلی کوچیکه توسط مرحوم خسروشکیبایی دانلود (راست کلیک ، save target as) شعر به علی گفت روزی مادرش با حجم 500kB با [...] [...]
این صداش چقدر سوز داشت!
خدا رحمتش کنه.
مردم خیلی دوستش داشتند.من این را الان فهمیدم.
سلام نون وا جان. امیدوارم این آخرین باری باشه که واسه مراسم ختم و رحلت و اینا نون میپزی. خدا بیامرزدش
عاشق بود…دوسش داشتم…خیلی…
نمیدونم چی بگم فقط می تونم بگم خسرو مهم نیست که خونه ات سبز باشه یا ابی ویا صورتی مهم اینه که دل سبز داشته باشی که تو داشتی
خانه ات سبز سبز سبز
یادش گرامی وروحش شاد
وحش قرين شادي و رحمت و آرامش
اين پستت تركونده ها
ايول
فكركنيدجز عشق چيزديگه اي هست كه قدرت داشته باشه اينطور يكي رو تو دلها جا بده،البته من به خودم اجازه نميدم راجع به اين والامقام اظهارنظركنم،ولي بارها به نظرم رسيده بود كه با تك تك سلولهاي بدنش بازي ميكردواحساسشو تمام وكامل القاء ميكرد.روحش شاد
وقتی پیام تسلیت زیرنویس شد منتظر بودم اسم هنرمند رو ببینم.ولی نام رو که دیدم باورم نمیشد
روحش شاد.خدا بیامرزدد
وقتی خبرمرگ خسروشکیبایی به دستم رسید مسافرت بودم وخطم چون ایرانسل بود سه روز بود که آنتن نمی داد .دقیقا ته یه دره بودم که امکان آنتن دهی صفربود وراه روهم گم کرده بودم ..که شوهرم پیام داد..خسروشکیبایی درگذشت..اصلا نمی دونم توی اون دره چطور این پیام بهم رسید..ودیگر هیچ ارتباطی بین من وبقیه همراهانم برقرارنشد تاراه روپیداکردم وبه خونه رسیدم..
فقط وقتی رسیدم ته قلبم فشارشدیدی رواحساس میکردم که فقط باگریه آروم شد..همه فکرکردند چون گم شدم گریه کردم ..اما یه احساس می گفت خسروشکیبایی رفت..به همین سادگی
خدابيامرزتش، هنوز باورم نمي شود ، هنوز بغضي در گلويم سنگيني مي كند.
تسليت بسيار به خانوادهاش.
به خدا باور نمیکنم او رفته است.خوابش را دیدم باهاش حرف زدم و بعد گریه……………!!!!!!!
سلام دوست عزيز خسته نباشي ..
ممنونم بخاطر پست زيبات مرسي
ای که بی تو خودمو تک وتنها می بینم , هر جا که پا میگذارم تو رو اونجا می بینم, یاد تو هرجا که هستم با منه , داره عشقت منو آتش میزنه
درگذشت خسرو شکیبایی(حمید هامون) رو به همه تسلیت میگویم
منو یاد بابام میانداخت باورم نمیشه توی مرداد ماه خدا2تا از عزیزهام رو ازم بگیره شکسبایی در حد واقعی دوست دارم هنوز
هر چقدر گریه میکنم خالی نمیشم خدا به خانوادش صبر بده من که هنوز بی قرارم صدای قشنگش هنوز توی گوشم خانواده ی شکیبایی من رو توی غم بزرگتون شریک بدونید
نمیتونم بگم چقدراما باباهاهرچقدرهم پیر باشن مردن واسشون زود خسرو شکیبایی روحت شاد
حال همه ما خوب است .
اما تو باور نکن ری را جان !….
دلم گرفته است
دلم گرفته است
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست…
خدا رحمتش کنه
کاکوی شیرازی فیلم شکار همیشه یادت تو دلمونه
فراموشت نمیکنیم.
سلام
اول یه درود دارم به عزیزی خودش و دوم سلامی دوباره به دوستدارانش ، روزی که در کوچه پس کوچه های خاکی با هزاران ترنم پیداش کردم با صدای زیبایش در نامه ها بود آنقدر گوش دادم ، آنقدر گوش دادم که لذت زندگی برام چندین برابر شده بود ، شده است .
ایشان را دوست دارم به خاطر اینکه تو جسم خاکی دریایی از انسانیت گسترانیده بود ، مهربون ، زلال چون قطرات باران ، سرسبز چون گل های وحشی کوهستانی که بیشتر اوقات مهمانش هستم ، خدایش بیامرزد
روزگاری می سرودم ، می نوشتم ، می نگاشتم ،و می نگارم اما شاید بدون شکیبایی هیچ گاه لذت واقعی کاغذ نوشته هایم را درک نمی کردم ، سادگی این چند کلمه هم تقدیم به مادرم و او که باران مرداد لطافت جسمشان را با خود برد و زلالی روحشان را برایم به یادگار گذاشت.
***
زندگی سهم مرا دوخت به تکه نانی از گندم
که به آوازمهربانی
در گردش حزن آلود اجاق جان می یافت
این جهان مانند موج ، نقش ما چون ردپا ، لحظه ای مهمان این هستی ده هستی ربا .
“سلام خسرو جان
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!
دو هفته پيش هم كه …”
نامه استاد رضا کیانیان به خسرو شکیبایی عزیز رو اگه نخوندین به این آدرس برین. خیلی قشنگ نوشته
http://www.ieazerdalim.blogfa.com/post-98.aspx